أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

128

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

ساخته درخت بسيار و جنگل بىشمار در رهگذار انداخته اطراف و جوانب خود را به مرتبه‌اى از ارتباط و التيام اشجار استوار كرده است كه خيال گذر آب از آن سدّ پايدار دور و انديشهء عبور « 1 » . مصرع تير جوشن‌شكاف درع‌گذار از تجاويف آن ديوار از رتبهء امكان مهجور است غافل از آنكه چون صدمهء لشكر آتش‌نهيب متوجّه او گردد خاشاك پندار او را در يك نفس بسوزد و نسيم فتح كه « انّ فى أيّام دهركم نفحات « 2 » » وزيدن گيرد ، چراغ نصرت غازيان را به يك دم برافروزد . بيت جز بذل وجود هيچ تدبيرى نيست * آتش چو به مهمانى خاشاك آيد شد اين قصّه مرغ دلش را هوس * كه از چوب بر خويش سازد قفس قفس گر بود از پى حفظ طير * ولى مرغ از آن دور افتد ز خير چو مرغى درون قفس جا كند * عجب كرد گر رو به صحرا كند چو گرد قفس شعله گردد بلند * نمانند مرغ و قفس بىگزند و چون ذكر اين احوال به مسامع جاه و جلال رسيد ، داعيهء رزم كه مدّتى بود كه بران جزم بود دگرباره از خاطر فيض‌مقاطر آن حضرت سر زده حكم فرمود كه دوال هلال اندازه بر طبل سپهرآوازه كوفته سواره و پياده مهيّا ايستاده [ 160 ] منتظر باشند كه چون رايات جهان‌پناه عازم راه گردد ، فردى از لشكر بىكران باز نماند و هريك از چابك سواران لشكر نصرت‌سيل عنان توكّل به قايد توفيق خالق جزو كلّ سپرده از جادّهء جنگ‌جويى روى نگرداند .

--> ( 1 ) . حبيب السّير ، ج 4 ، ص 456 : « و گرد اردوى خود را به چپر و شاخه‌هاى شجر استحكام پيكار تمام داده شاه عالىمقام بعد از استماع اين خبر پيكار دشمن را با خود مقرّر ساخته از شماخى بدان جانب نهضت فرمود به مجرد توجّه آن حضرت اقدام ثبات و قرار شروان شاه تزلزل شده از منزل مذكور به طرف قلعهء گلستان كوچ نمود » . ( 2 ) . ترجمه : در روزهاى روزگار شما نفحه‌هايى است .